نگاهی به پرونده اخراج یک خانواده از نروژ

زیرآسمان نروژ: پرونده اخراج یا ترک خاک «مصطفی حسن Mustafa Hasan» و اعضای خانواده وی در نروژ یکی از پرچالش ترین و جنجالی ترین پرونده هایی ست که در سالهای اخیر توسط اداره مهاجرت نروژ در سطح رسانه های نروژ خبرساز و بحث برانگیز شده است. پرونده ای هشت ساله و پیچیده که با چالش های فراوانی همراه بوده است.

تاکنون، پرونده مصطفی چندین بار در دادگاه های مختلف داخلی مورد بررسی و تجدیدنظر قرار گرفته و کمیته تجدید نظر در امور مهاجرت چندین بار پرونده را ارزیابی کرده است و پرونده در دادگاه عالی نیز مطرح شده و مهلت مقرر برای ترک خاک نروژ چندین بار به تعویق افتاده است. مصطفی برای اولین بار مطلع شد که باید تا هفتم دسامبر سال 2020 میلادی نروژ را ترک کند. مهلت مقرر بعدا به 28 دسامبر و سپس به 18 ژانویه سال 2021 میلادی موکول شد. در تازه ترین و آخرین خبر منتشرشده، این مهلت به اول ژوئیه (جولای) سال 2021 میلادی موکول شده تا وی بتواند مقطع تحصیلات دوره متوسطه را در نروژ به پایان برساند. مصطفی اکنون آخرین سال تحصیل خود را در دبیرستان «نسبرو Nesbru» در منطقه «آسکر Asker» در نزدیکی شهر «اسلو» می گذراند. 

مصطفی در واکنش به آخرین خبر در ارتباط با به تعویق افتادن حکم اخراجش از نروژ، ضمن قدردانی از تمامی افرادی که در این مدت به نوعی در این پرونده با او همراهی کرده اند و به وی کمک کرده اند، چندین ماه گذشته خود را مبارزه سختی برای بقا توصیف می کند و می گوید که این مبارزه برای وی هنوز تمام نشده است. مصطفی این واقعیت را مخفی نمی کند که این پرونده از نظر جسمی و روحی بر او تأثیرات زیادی گذاشته است و می گوید: «خیلی خسته شده ام. خوب نمی توانم غذا بخورم و خوب نمی توانم بخوابم اما با اینحال من قویتر شده ام و با خوش بینی بیشتری به جهان نگاه می کنم. اینکه دنیا ممکن است مکانی بهتر از آنچه فکر می کردم باشد.»

مصطفی حسن تقریبا تمام عمرش را در نروژ زندگی کرده است

«نیکولای شردال Nicolai V. Skjerdal» وکیل مصطفی می گوید – این خبر خوبی است که به ما مهلتی مجدد داده شده است. وکیل مصطفی تلاش می کند که با ارائه مستندات قانونی و استناد به موارد کنوانسیون حقوق بشری اروپا در راستای دفاع از حقوق کودکان بتواند در نهایت از پرونده موکلش پیروز بیرون بیاید. بر اساس کنوانسیون حقوق کودکان، کودکان این حق را دارند که تابع حقوق خود باشند و حتی اگر والدین کار اشتباهی انجام داده باشند، نبایستی عواقب آن بر زندگی کودکان تاثیرات منفی بگذارد.

البته این فقط مصطفی حسن نیست که در نروژ چنین شرایطی را تجربه می کند. بر اساس گزارش های رسمی اداره مهاجرت نروژ، در سال 2019 میلادی 124 کودک در نروژ در شرایط مشابه ترک خاک قرار داشته اند که 31 نفر از آنها بیش از پنج سال در نروژ زندگی کرده اند که تنها یکی از آنها مصطفی است.

Nicolai V. Skjerdal
نیکولای شردال
(وکیل مصطفی حسن)

اما داستان این پرونده چیست؟

مصطفی حسن که اکنون جوانی 18 ساله است، در سال 2008 میلادی و در زمانی که شش سال داشت به همراه مادر و چهار برادرش از کشور «اردن» به نروژ آمد و خانواده اش از دولت نروژ تقاضای پناهندگی کردند. با تولد خواهر کوچکتر مصطفی(سارا) در سال 2009 میلادی در نروژ خانواده مصطفی بزرگتر شد. پس از گذشت چهار سال، اداره مهاجرت نروژ به خانواده مصطفی اجازه اقامت موقت در نروژ را داد اما پس از چهارسال وقتی مقامات اداره مهاجرت نروژ متوجه شدند که مادر مصطفی در زمان ارائه درخواست پناهندگی، اطلاعات نادرستی در مورد ملیت واقعی اش(اردنی) داده است و خود را در زمان تقاضای پناهندگی فردی فلسطینی معرفی کرده است، داستان کاملا تغییر کرد و روند اخراج اعضای این خانواده از سوی اداره مهاجرت نروژ به دلیل ارائه اطلاعات غیرواقعی در زمان ارائه پرونده پناهجویی رسما کلید خورد. البته شایان به ذکر است که مادر مصطفی در فلسطین متولد و بزرگ شده است اما هنگامی که به زور با پسر عموی اردنی خود ازدواج کرد تابعیت اردن را دریافت کرد و گذرنامه اردنی دریافت کرد.

Abdelraham og Mustafa kom til Norge sammen med sine eldre brødre og mor i 2008
Sara (10) ble født på Tønsberg sykehus februar 2009
مصطفی(سمت راست) در کنار خواهرش «سارا»(متولد سال 2009 میلادی در نروژ) و برادر بزرگترش «عبدل راهام»(سمت چپ) در دوران کودکی

پس از سپری شدن سالها از روند دادگاهی پرونده اقامتی این خانواده، در دسامبر سال 2017 میلادی، دادگاه تجدیدنظر در نهایت رای به ترک خاک آنها داد و دیگر برادران مصطفی یکی پس از دیگری از نروژ اخراج شدند اما مادر مصطفی که بیمار شده بود و حتا با کمک های دولتی نیز قادر به مراقبت از فرزندان خود نبود، ابتدا با خواهر کوچکتر مصطفی( سارا) به آلمان گریخت اما در آنجا دوام نیاورد و سپس به اردن رفت و این در حالی بود که برادر بزرگتر(عبدل) و مصطفی در نروژ تنها ماندند و در طی این مدت تحت حمایت های دولتی سازمان حمایت از حقوق کودکان نروژ(بارنه ورن) و سازمان کار و رفاه اجتماعی نروژ(ناو) بودند.

مصطفی(سمت چپ) در کنار برادر بزرگترش «عبدل راهام»(سمت راست) در سال 2019 میلادی

از سال 2012 میلادی به اینسو، مصطفی با وضعیت اقامتی بلاتکلیف در نروژ زندگی می کند. این در حالیست که برادر بزرگتر مصطفی(عبدل) که یکسال از وی بزرگتر است، پس از اینکه چندین بار همانند مصطفی با حکم ترک خاک مواجه شد و با اعتراض ها این حکم به تاخیر افتاد، نهایتا در ژانویه سال 2020 میلادی توانست به دلایل حقوق بشری اجازه اقامت بگیرد اما این موفقیت برای عبدل در حالی اتفاق افتاد که که افسر بررسی پرونده عبدل با افسربررسی پرونده مصطفی فرق داشت. موضوعی که یکی از موارد ابهامی مطرح شده در پرونده توسط وکیل مصطفی حسن است و وی آن را موضوعی غیرقابل درک و غیرمنطقی می داند که چگونه برادر مصطفی موفق به دریافت اقامت شده اما مصطفی تاکنون موفق نشده است. قیاسی که ظاهرا تاکنون دادگاه عالی تجدیدنظر پرونده مصطفی حسن آن را نمی پذیرد و معتقد است که هر پرونده بایستی با توجه به شرایط مربوط به خودش تحت بررسی قرار گیرد. دادگاه همچنین معتقد است از آنجایی که تمامی خانواده مصطفی اکنون در اردن بسر می برند، آن مکان جای مناسب تری برای رشد و تربیت وی خواهد بود اما این در حالیست که برادران مصطفی برای کار و تامین مخارج زندگی اکنون در اردن زندگی نمی کنند و این تنها مادر و خواهر ده ساله مصطفی هستند که در اردن بسر می برند و مصطفی نیز گذرنامه اردنی ندارد.

واکنش عمومی نسبت به این پرونده

به باور قلبی بسیاری از افرادی که از مصطفی حمایت و پشتیبانی می کنند، مصطفی نبایستی به جرم اطلاعات نادرست مادرش که در آن سن نه نقشی در آن داشته است و نه می توانست داشته باشد، اکنون مجازات شود. آنهم در شرایطی که مصطفی تقریبا تمام عمرش را در نروژ زندگی کرده و به مدرسه رفته و با فرهنگ و محیط پیرامونش خو گرفته است و زبان مادری اش(عربی) را نه می تواند بخواند و نه بنویسد و اکنون در کشور مادری اش تقریبا یک بیگانه محسوب می شود. 

تاکنون، هزاران نفر از مردم عادی با حضور در تجمعات و کارزارهای مختلف اجتماعی و دهها نفر از شخصیت های هنری، ورزشی و فرهنگی مشهور در نروژ و حتا برخی چهره های سیاسی کشور در مخالفت با اخراج مصطفی از نروژ طومارهای امضاء جمع کرده اند و از دولت و اداره مهاجرت خواسته اند که این حکم را اجرایی نکند اما با این همه روال قانونی این پرونده و حواشی آن همچنان ادامه دارد.

نمایی از تجمع طرفداران «مصطفی حسن»در مقابل پارلمان نروژ در شهر اسلو/نوامبر سال 2020 میلادی

پست اینستاگرامی «مارتین ادگرد» – فوتبالیست مشهور نروژی باشگاه «رئال مادرید» اسپانیا- در حمایت از مصطفی حسن

حمایت برخی از چهره های شناخته شده در نروژ از «مصطفی حسن» با عنوان
«اگر مصطفی حسن نروژی نیست، پس من دیگه چه کوفتی ام؟»

***

نقدی بر خبر: شاید در نگاه اول بسیاری از ما این تصمیم اداره مهاجرت نروژ را ناعادلانه و نادرست بدانیم که چگونه یک تصمیم نادرست موجب متلاشی شدن کانون یک خانواده مهاجر در نروژ شده است اما در عین حال نباید از این نکته هم غافل شد که موضوعی که معمولا در اینگونه پرونده های طولانی و پیچیده از نظر حقوقی وجود دارد، جدالی فرسایشی ست که بین دو رکن اصلی قانون سالاری و عدالت (و یا آنچه معمولا در انظار عمومی از آن بعنوان «عدالت» تلقی می شود) اتفاق می افتد.

صرفنظر از ابعاد عاطفی و انسانی این قضیه که به لزوم حمایت از حقوق کودکان اشاره دارد و کسی نمی تواند منکر آن شود، بایستی به این نکته مهم توجه کرد که در جوامعی همانند جامعه نروژ که بالاترین مقام سیاسی کشور در مقابل نهاد «قانون» تنها و تنها یک مامور اجرایی آن است، در نهایت این نهاد «قانون» است که عدالت را تعریف می کند و نه برعکس. باید دانست که این قوانین هستند که بعنوان ارکان استحکام و قدرت یک نظام نوشته شده اند و اگر انسانها (مثل برخی از مسئولان وقت) آن را به هر دلیلی (خواسته یا ناخواسته) به درستی درک، استفاده یا اجرا نمی کنند، باز این انسانها هستند که بایستی با استناد به همان قوانین از پیش نوشته شده، از حقوق از دست رفته قانونی و به حق خود یا وکلا از حقوق موکلین شان دفاع کنند و اینگونه می شود که با قراردادن نهاد قانون بالاتر از جایگاه هر ارزشی در دنیای پیرامون مان، می توان نهاد بی نهایت ارزشمند و با اینحال بسیار شکننده و دائما محتاج به مراقبتی مثل «دموکراسی»(آزادی ابراز عقیده ای متفاوت و نه لزوما مخالف) یا سایر حقوق و برابری های اجتماعی را در زیر سایه نهاد مادری به نام «قانون» همچنان حفظ کرد.

بسیاری از ما در زندگی روزمره در نروژ ممکن است مسائلی را شاهد باشیم که از نگاه شخصی و شاید تک بعدی و یک جانبه ما نمونه های بارزی از «بی عدالتی» باشند. اینکه یک فرد شاغل عادی مالیات دهنده ببیند که فردی بغیر از آنکه مالیاتی به دولت نمی پردازد، دائما در حال سوءاستفاده های مالی از دولت است و ذره ای هم به جامعه و فرهنگ و زبان کشور میزبان نزدیک نشده است و حتی خیال آن را هم ندارد و وی این را به حساب بی عدالتی موجود در جامعه اش بگذارد در حالیکه شاید غافل از این باشد که این می تواند فقط نشانه ای از یک ضعف و بی تدبیری موجود در یک نظام مردم محور و حامی حقوق طبقات کم درآمد جامعه بر اساس درآمد طبقات پردرآمد جامعه باشد که تمامی سیاست های آن لزوما هوشمندانه و مدبرانه نیست و اساسا نمی تواند هم باشد. نظامی با اهداف نهایی مردم سالارانه اما نه لزوما با سیاست هایی همه جانبه و کارآمد که قوانین آن همواره نیاز به مراقبت دارند.

یا اینکه فردی برای گرفتن یک اقامت ساده با هزاران مشکل دست و پنجه نرم کرده باشد اما ببیند که یک فرد تازه از راه رسیده بدون آنکه یک صدم وی تلاشی کرده باشد اقامت دائمی یا حق شهروندی خود را نیز گرفته باشد و وی این را نشانه ای از بی عدالتی اجتماعی بداند در حالیکه شاید غافل از آن شود که این می تواند تنها نشانه ای از تنوع حقوق متفاوت ما انسانها در مقابل قانون در شرایط نابرابر و ناخواسته، در زمان ها و مکان های مختلف و به دلایل و اهداف مختلف باشد که همگی ریشه در اهداف قوانین دارند و نه لزوما با هدف اولیه ایجاد عدالت در جامعه برای همگان.

یا اینکه دانشجویی که تمام زندگی اش را خرج ادامه تحصیلاتش کرده و امید به آینده بسته است، نتواند به موقع کار مناسبی با درآمد مناسب پیدا کند درحالیکه فردی که این راه دشوار را هرگز نپیموده است، خیلی ساده تر و راحت تر به یک زندگی با ثبات دست پیدا کند و وی این را نشانه بارزی از بی عدالتی یا تبعیض موجود در جامعه اش تلقی کند درحالیکه شاید از این قضیه غافل شود که مهاجرت تحصیلی از نگاه کلی یک انتخاب است و سیاست های کلان هر دولتی برای اولویت دادن به جذب نیروهای تحصیلکرده لزوما به افراد غیربومی تعلق ندارد و گاهی برای رسیدن به هدفی از پیش برنامه ریزی شده باید خیلی از سختی ها را به جان خرید، زبان و نگرش آن کشور را شناخت و آموخت و چندین برابر دیگران همت و تلاش کرد و البته که هرگز ناامید نشد.

تقریبا همه ی ما می دانیم که حق گرفتنی ست و نه از پیش اهدا شده اما پیش از آن بایستی به تفاوت های اساسی بین سه مقوله مجزای «برابری» ، «انصاف» و «عدالت» آشنا بود و شاید تصویر مشهور زیر مصداق ساده و در عین حال بارزی از این تفاوت ها باشد.

در دنیای امروز، هسته دولت در بسیاری از کشورهای توسعه یافته دنیا می کوشد که مسیر «عدالت» را در سایه اطاعت از «قانون» در پیش گیرد و در ازای دریافت مالیات های مستقیم و غیرمستقیم از خود مردم، شهروندان خود را از مزایای اجتماعی و رفاهی متنوعی شامل انواع کمک هزینه های زندگی برخوردار کند و در نقطه مقابل، هسته دولت در بسیاری از کشورهای در حال توسعه دنیا می کوشد تا با دادن مزایا و یارانه های دولتی به اقشار مختلف جامعه، اشتباهات و خطاهای استراتژیک و راهبردی خود در مدیریت اقتصادی و سیاسی کشور را در پشت آن پنهان کند. تفکری که هرگز به ایجاد یک نظام پشتیبان اجتماعی و رفاهی منجر نمی شود و افراد جامعه را نسبت به مقوله کار و پرداخت مالیات در یک نظام همسان بیش از پیش بی اعتنا و بی تفاوت می سازد. البته نظام اول ساختاری درست دارد که ایراداتی به آن وارد است اما نظام دوم اساسا از ساختار اشتباه است.

اما اگر کمی بیشتر دقت کنیم، متوجه می شویم که یک نقطه ضعف مشترک در هر دو نوع نگرش وجود دارد و آن عدم توجه کافی به ریشه و دلیل بی عدالتی یا بی انصافی بوجود آمده و تلاش در جهت حذف آن است.

ریشه هایی که در جوامع توسعه یافته، از جانب دولت به همان سیاست های نادرستی برمی گردد که منجر به وابستگی مردم به کمک های دولتی و در نتیجه رشد بیکاری می شود و از جانب مردم به همان تعامل های برخی از خود ما انسانها با آن قوانین بازمی گردد که گاه موجب سوء استفاده و در نتیجه سخت گیرانه شدن قوانین و رشد نابرابری ها می شود.

از آنسو، همین ریشه ها در جوامع در حال توسعه ابتدا به نوع و ساختار زمامداری و نحوه اداره کشور و سپس به تعامل برخی از خود ما انسانها با آن قوانین باز می گردد. بنابراین، شاید بی ربط نباشد اگر بگوییم که وظیفه مدنی هر شهروند در هر جامعه ای و در هر پست و مقام اجتماعی این است که در زمان مواجهه با هر مشکل اجتماعی، پیش از شکایت کردن یا فکر کردن برای ارائه راه حل یا راهکار، ابتدا به دلیل یا دلایل اصلی بوجود آمدن آن مشکل کاملا آگاه باشد.

منابع و پیوندهای مربوط:

https://www.nrk.no/osloogviken/utreisefristen-til-mustafa-hasan-utsatt-til-1.-juli-1.15315944

https://www.vg.no/nyheter/innenriks/i/AlR8ej/mustafa-hasan-18-gaar-til-soeksmaal-mot-utlendingsnemnda

https://www.aftenposten.no/norge/i/lEM3rG/over-100000-har-skrevet-under-paa-at-mustafa-hasan-maa-faa-bli-i-norge

https://www.tv2.no/a/11807747/

https://www.dagsavisen.no/nyheter/innenriks/stottemarkering-for-18-aring-som-skal-sendes-ut-av-norge-1.1807956

https://www.nrk.no/osloogviken/mustafa-hasan-saksoker-staten_-_-jeg-haper-pa-rettferdighet-1.15300630

https://www.vg.no/nyheter/innenriks/i/OQg5lk/mustafa-hasan-18-sendes-ut-etter-13-aar-i-norge-vil-at-folk-skal-se-urettferdigheten

https://www.nrk.no/osloogviken/han-har-vaert-i-norge-i-over-ti-ar-_-denne-uken-kastes-han-ut-1.14532677

https://www.nrk.no/sport/mustafa-hasan-blei-ringt-opp-av-martin-odegaard-1.15295778

صفحه اینستاگرام «زیرآسمان نروژ»

صفحه فیسبوک «زیرآسمان نروژ»

صفحه تلگرام «زیرآسمان نروژ»

صفحه یوتیوب «زیرآسمان نروژ»

نگارش،تهیه و تنظیم: زیرآسمان نروژ

درصورتی که قصد به اشتراک گذاری این مطلب را دارید، لطفا مطلب را بدون ذکر منبع در جایی کپی نکنید. هرکدام از ما با رعایت حقوق نویسنده می توانیم به غنای فرهنگ «کپی رایت» در ایران کمک کنیم.

1 دیدگاه مال خودتان را بیفزایید

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

این سایت برای کاهش هرزنامه‌ها از ضدهرزنامه استفاده می‌کند. در مورد نحوه پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.