نگاهی به قانون منع تابعیت دوگانه در نروژ

در
زیر آسمان نروژ: در ماههای اخیر،بحث لزوم برداشتن منع قانونی برای داشتن تابعیت دوگانه در نروژ بسیار داغ شده است.تقریبا تمامی احزاب پارلمان نروژ و از جمله قدرتمندترین آنها یعنی حزب دست راستی یا محافظه کار پارلمان نروژ موافق این تغییر در قانون هستند و از همان ابتدا از این طرح پیشنهادی حمایت کرده اند.حتا حزب مهاجرستیز نروژ یعنی حزب پیشرفت هم موافق این تغییر در قانون است و تنها حزبی که کاملا دست تنها مخالف این تغییر است،حزب مرکزی یا سنتر نروژ است اما به هر حال اینکه نتیجه نهایی این طرح پیشنهادی چه زمانی مشخص شود قطعا پیش از انتخابات پارلمانی پیش رو در ماه سپتامبر نخواهد بود.

داشتن تابیعت دوگانه همانطور که از اسمش پیداست یعنی آنکه فردی در یک زمان،شهروند(سیتیزن) دو کشور مختلف باشد.داشتن دو گذرنامه یا چند گذرنامه از کشورهای مختلف و یا داشتن حق شهروندی یا سیتیزن شیپی بصورت همزمان از دو یا چند کشور مختلف جهان، موضوعی است که در نوع خودش می تواند بحث برانگیز و امری پر چالش باشد.کشورهای مختلف جهان در این زمینه قوانین متنوعی دارند.برخی کشورها آن را منع می کنند و یا قوانین بازدارنده برای آن وضع کرده اند،برخی کشورها حتی جریمه های سنگین مالی و محدودیت های سیاسی و اجتماعی برای آن درنظر گرفته اند و برخی کشورها هم آن را امری مجاز می دانند و محدودیت خاصی برای آن قائل نیستند.نظر شما چیست؟!
وضعیت تابعیت دوگانه در نروژ و سایر کشورهای جهان
در کشور نروژ و طبق قوانین موجود،به شخصی سیتیزن شیپی نروژی داده می شود که به مدت 7 سال از 10 سال گذشته را در نروژ کار و زندگی کرده باشد و برای دریافت حق شهروندی نروژی خود حاضر باشد تا تابعیت اولیه و اصلی خود را باطل نماید. البته در مواردی خاص امکان این وجود دارد که بطور مثال فرد ایرانی بتواند تابعیت ایرانی خود را همچنان حفظ نماید و همزمان دارای دو گذرنامه باشد.این موارد خاص عبارتند از:
– هزینه ابطال تابعیت اولیه فرد بدون هیچ دلیلی بسیار زیاد باشد
– مدت زمان برای ابطال تابعیت اولیه فرد بدون هیچ دلیلی بسیار زیاد باشد
– به دلایل امنیتی،فرد نباید با نهادها و سازمانهای دولتی کشور اول خود در تماس باشد

*نکته:
ایرانیانی که در کشورهایی مثل نروژ و یا سایر کشورهایی که در آنها تابعیت دوگانه و چندگانه به رسمیت شناخته نمی شود زندگی می کنند معمولا با تکیه بر موارد ذکر شده در بالا، می توانند در صورت دریافت تابعیت دوم و سوم گذرنامه و تابعیت ایرانی خود را کماکان حفظ کنند.
*شما می توانید شرایط کامل برای دریافت حق شهروندی نروژی را در اینجا بخوانید.توجه داشته باشید که نروژ «قانون خاک» ندارد یعنی فرزندی که در نروژ از والدین خارجی متولد می شود بطور خودکار شهروند نروژ محسوب نمی شود مگر آنکه یکی از والدین وی (پدر یا مادر) در زمان تولد دارای تابعیت نروژی باشند.

norwegian_pass.jpg
نروژ به همراه چین،ژاپن،دانمارک،جمهوری چک،هندوستان،آذربایجان و چند کشور دیگر از جمله کشورهایی هستند که در آنها با وضع قوانین بازدارنده از شرایط بوجود آمدن تابعیت دوگانه یا چند گانه افراد جلوگیری می شود.
در کشورهای سنگاپور و آفریقای جنوبی احتمال ابطال تابعیت دوگانه یا چندگانه بصورت خودکار انجام نمی شود ولی محتمل است.حتی در عربستان سعودی داشتن تابعیت دوگانه حتی جریمه سنگین دولتی هم دارد.در بیشتر کشورهای عرب زبان دنیا،داشتن تابعیت دوگانه منع شده است.
german_passport.jpg

کشورهای آلمان،اتریش،هلند معمولا اجازه داشتن تابعیت دوگانه را به افراد نمی دهند و تنها در حالتی که در زمان تولد فرد،امکان داشتن تابعیت دوگانه وجود داشته باشد(یعنی والدین وی از دو کشور مختلف باشند)،احتمال داشتن تابعیت دوگانه وجود دارد.بطور نمونه، «آرنولد شوارتزنگر» که هم اکنون شهردار ایالت کالیفرنیاست متولد اتریش است ولی دارای تابعیت دوگانه اتریشی-آمریکایی است.در سایر موارد یعنی در صورتی که فرد درخواست تابعیت کشوری دیگر را بدهد،تابعیت آلمانی یا اتریشی فرد بصورت خودکار باطل می شود.در اسپانیا نیز قوانین بازدارنده برای دریافت تابعیت دوگانه وجود دارد و تنها در مواردی خاص این امکان وجود دارد که شخصی دارای تابعیت دوگانه باشد. بطور مثال،اگر فردی که تابعیت اسپانیا را دارد تابعیت برخی از کشورهای آمریکای جنوبی و یا مرکزی را داشته باشد،می تواند همچنان تابعیت اولیه خود را حفظ کند.

در سوئد و با اجرایی شدن قانونی که از اول ماه جون سال 2001 میلادی قوت اجرایی یافت،امکان دریافت تابعیت دوگانه برای شهروندان سوئدی وجود دارد و در این زمینه هیچگونه محدودیت خاصی وجود ندارد.قبل از این تاریخ،شهروندان سوئدی تنها در شرایطی خاص از جمله در زمان تولد امکان دریافت تابعیت دوگانه را داشتند.

swedish_passport.jpg

 در انگلستان هم داشتن تابعیت دوگانه برای افراد از سال 1948 میلادی بدون هیچگونه محدودیتی آزاد بوده است.
uk_passport.jpg
در کانادا و آمریکا و طبق قوانین موجود،تمامی افرادی که در خاک کانادا یا آمریکا متولد شوند شهروند و یا سیتیزن آن کشور محسوب می شوند و مجاز هستند تابعیت دوگانه هم داشته باشند.حتی در آمریکا اگر شخصی بمدت 6 ماه در ارتش این کشور خدمت کرده باشد،می تواند تابعیت آمریکایی دریافت کند.مطابق مقررات کشور آمریکا،افراد دارای تابعیت دوگانه یا چندگانه برای ورود و خروج از آمریکا باید از گذرنامه آمریکایی خود استفاده کنند با توجه به اینکه استفاده از گذرنامه غیرآمریکایی هم هیچ گونه مشکلی برای تابعیت آمریکایی آنها ایجاد نمی کند. با این همه،دولت کانادا در سالهای اخیر موضوع عدم پذیرش تابعیت دوگانه افراد را مجددا در دست بررسی قرار داده است.دستور بازنگری پس از آن داده شد که دولت کانادا در ماه آگوست سال گذشته هنگام جنگ لبنان با اسرائیل 85 میلیون دلار صرف کرد تا 15 هزار نفر از لبنانی تبارهای ساکن کانادا که دارای پاسپورت کانادایی بودند را از آن کشور خارج سازد.
dual_citizenship.jpg
در ارمنستان تابعیت دوگانه افراد به تصویب رسیده است و براساس قانون هر فرد بالای 18 سال که زبان ارمنی بداند و با قانون اساسی این کشور آشنا باشد و نیز آنانی که ارمنی الاصل بوده یا همسر ارمنی داشته باشند، می توانند از مزایای تابعیت دوگانه برخوردار باشند.
australian_passport.jpg
در سوئیس و استرالیا و نیوزیلند که در این زمینه بالاترین حقوق را برای شهروندان خود قائل هستند،هم تابعیت دوگانه و هم تابعیت چندگانه افراد به رسمیت شناخته می شود و افرادی که تابعیت خارجی دارند می توانند تابعیت اصلی خود را بدون ابطال تابعیت اصلی خود حفظ کنند.
وضعیت تابعیت دوگانه در ایران
طبق اصل 41 قاتون اساسی ایران،تابعیت کشور ایران حق مسلم هر فرد ایرانی ست و دولت نمی تواند از هیچ ایرانی سلب تابعیت کند مگر به درخواست خود او یا در صورتی که به تابعیت کشور دیگری درآید.بنابراین،دولت ایران تابعیت دوگانه هیچ فرد ایرانی را به رسمیت نمی شناسد و  بهمین خاطر است که در زمان مسافرت هر فرد ایرانی تنها گذرنامه ایرانی فرد است که از وی خواسته می شود.در واقع،طبق قوانین موجود در ایران،تابعیت یک امر همیشگی و زوال ناپذیر است.

iranian_passport.jpg
عواقب ترک تابعیت در ایران
در صورتی که فردی ایرانی به هر دلیلی تابعیت ایرانی خود را لغو کند،این امر «جرم» محسوب نمی شود ولی عواقب خاص خودش را دارد.ابتدا اینکه در صورتی درخواست لغو تابعیت وی مورد بررسی قرار می گیرد که شخص متقاضی ترک تابعیت 25 سال تمام را داشته باشد و خدمت نظام وظیفه را انجام داده باشد ضمن اینکه هیات وزیران نیز خروج از تابعیت وی را اجازه دهد و مهم تر از همه اینکه متعهد شود ظرف حداکثر یک سال پس از ترک تابعیت نسبت به تعیین تکلیف اموال غیرمنقول خویش اقدام کند.این بدان معنی است که کلیه اموال غیرمنقول شخص ایرانی که دارای تابعیت دوگانه است با نظارت دادستان به فروش میرسد و پس از کسر مخارج فروش، الباقی قیمت آن به او مسترد می شود.
شرایط دریافت تابعیت ایرانی
طبق قانون اساسی ایران،اتباع خارجی در صورتی می توانند تابعیت ایرانی دریافت کنند که
-به سن 18 سال تمام رسیده باشند
-پنج سال متوالی یا متفاوت بصورت قانونی در ایران ساکن بوده باشند
– فراری از خدمت نظام وظیفه در کشور متبوع خودشان نباشند
– در هیچ کشوری به جنایت غیرسیاسی محکوم نشده باشند
محدودیت و مشکلات دریافت تابعیت ایرانی
با این همه، اگرچه اتباع خارجی که تابعیت ایرانی دریافت می کنند از تمامی حقوق یک ایرانی برخوردار می شوند ولی نمی توانند هیچگونه مقام و پستهای مهم دولتی یا سیاسی را احراز نمایند و یا در مجلس شورای اسلامی به عضویت درآیند و یا در امور قضاوت و یا در وزارت امورخارجه استخدام شوند.
در حال حاضر حتی به فرزندان بانوان ایرانی که با مردان غیرایرانی ازدواج می کنند،تابعیت ایرانی تعلق نمی گیرد و این فرزندان باید تابعیت پدر خارجی خود را داشته باشند.پدیده ازدواج دختران و زنان ایرانی با اتباع دیگر کشورها با ورود اتباع افغان به کشور شکل پیچیده‌تری به‌خود گرفت. ازدواج تعداد زیادی از دختران با مردان افغان، تولد کودکانی را به‌دنبال داشت که دورگه بودند اما از زمان تولد در ایران ساکن بودند. رشد روزافزون این ازدواج‌ها، تولد کودکان دورگه بیشتری را در پی داشت. ورود به دبستان یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی بود که کودکان ایرانی- افغان با آن روبه‌رو می‌شدند. از طرفی دبستان‌ها بدون برگه‌های هویتی نمی‌توانستند کودکان را ثبت‌نام کنند از سوی دیگر تولد این کودکان در هیچ سند رسمی‌ای به ثبت نرسیده بود.
تحلیلی بر مقوله تابعیت دوگانه در نروژ
موافقت حزب پیشرفت نروژ
موافقت حزب پیشرفت fremskrittspartiet -که به سیاست های ضدمهاجر در نروژ شهرت دارد- با طرح لغو ممنوعیت دوتابعیتی کمی از همان ابتدا هم بودار بنظر میرسید اما اگر کمی دقیقتر شویم،متوجه می شویم که این موافقت اگرچه از نظر زمانی دیرتر از  همه ی احزاب موافق پارلمان رخ داد اما دلایل خاص خودش را داشت و مهمترین دلیل هم این بود که با برداشتن ممنوعیت قانونی،پناهندگان و افراد مهاجری که پیشتر دارای یک گذرنامه و آنهم گذرنامه نروژی بودند پس از تغییر قانون می توانند گذرنامه کشور متبوع خودشان را همچنان حفظ کنند و بدین شکل در صورتی که در هر زمان از قوانین و مقررات پناهندگی یا مهاجرت تخطی کنند،می توان آسانتر آنها را از نروژ به کشور متبوع شان اخراج کنند.
گذرنامه: از یک هویت کاغذی و سند تسهیل در سفر تا احساس تعلق و وفاداری به یک کشور
داشتن تابعیت دوگانه یا داشتن دو گذرنامه در نگاه اول یعنی داشتن دو دفترچه کاغذی که هیچ دلیلی مبنی بر داشتن تعلق خاطر یا داشتن ریشه های فرهنگی و تاریخی مشترک با کشور موردنظر نخواهد بود.در واقع،داشتن گذرنامه از یک کشور بیگانه علاوه بر داشتن گذرنامه از موطن اصلی خود گویای هویت و شخصیت خارجی فرد نیست و شاید تنها راه حلی برای برخی افراد جهت تسهیل امور مسافرتی شان به خارج از کشور می تواند باشد.بنابراین،اگر در قوانین موجود ترک تابعیت اولیه فرد شرطی اجباری برای کسب تابعیت کشور دوم باشد،به احتمال خیلی زیاد هیچ فردی تن به آن نخواهد داد و کمتر کسی حاضر می شود تنها برای تسهیل امور مسافرتی اش از هویت اصلی خودش صرفنظر کند.البته موارد خاص همچنان وجود دارد و امکان دارد افرادی که از نظر سیاسی یا اجتماعی پناهنده محسوب می شوند تحت شرایط خاص تن به این کار بدهند ولی شاید بتوان ادعا نمود که توده ی افراد بر این باور باشند که داشتن تابعیت دوگانه تنها در صورتی واقعی جلوه می کند که فرد از نظر احساسات درونی با جامعه کشور جدید به قدری درهم آمیختگی داشته باشد که نسبت به کشور دوم خود احساس قوی تعلق خاطر و وفاداری نماید که معمولا این حالت نادر در کمتر فردی قابل درک است.
بنابراین شاید طرح این پرسش خیلی هم غیرمنطقی و غیرمعقول نباشد اگر از خودمان بپرسیم که مرزهای تعریف تابعیت یک کشور در کجاست و آیا باید مرزی وجود داشته باشد یا خیر؟! آیا اینکه فردی خارجی تابعیت نروژی داشته باشد و همزمان دارای دو گذرنامه از ایران و نروژ باشد در حالیکه از نظر درونی و شخصیتی،افکار و احساسات و حس مسئولیت پذیری و وفاداری قویتری نسبت به وطن اصلی خود دارد،دلیلی موجه برای داشتن تابعیت دوگانه وی می تواند باشد یا خیر؟! آیا گذرنامه فرد نباید چیزی فراتر از یک دفترچه کاغذی یا یک نیاز مقطعی باشد؟!
برای اینکه به پاسخ این پرسش ها کمی بیشتر نزدیک شوید،پیشنهاد می کنم این مقاله را مطالعه کنید و نظرات خودتان را با دیگر دوستان تان در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.
منابع و پیوندهای مربوط:

نگارش،تهیه و تنظیم: زیرآسمان نروژ

درصورتی که قصد به اشتراک گذاری این مطلب را دارید،لطفا مطلب را بدون ذکر منبع در جایی کپی نکنید.هرکدام از ما با رعایت حقوق نویسنده می توانیم به غنای فرهنگ «کپی رایت» در ایران کمک کنیم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s