نگاهی به پدیده ازدواج مردان نروژی با زنان آسیایی

زیرآسمان نروژ: اگر در نروژ برای مدتی طولانی زندگی کرده باشید،قطعا بارها شاهد این صحنه بوده اید که در سطح اماکن عمومی مردان نروژی زیادی را دست در دست همسران آسیایی خود-عمدتا تایلندی یا فیلیپینی-خوشحال و خندان ببینید و شاید هم با طبیعی خواندن این اتفاق به سادگی از کنار آن گذشته باشید اما شاید هم کمی بیشتر تامل کرده باشید و در خلوت خود از خودتان پرسیده باشید که آیا دلیل خاصی برای این پدیده می تواند وجود داشته باشد؟ واقعیتی که وجود دارد این است که این پدیده خیلی هم اتفاقی نیست و می تواند به دلایل مختلف فرهنگی و اجتماعی رخ داده باشد.

برای یافتن این دلایل کمی باید به عقب بازگشت و نگاهی به روند رشد و تکامل فکری دختران و زنان نروژی از طفولیت تا بزرگسالی بویژه در طی دهه های اخیر انداخت.در نروژ همانند بیشتر کشورهای اروپایی،عموما فرزندان در سنین نوجوانی از خانواده خود استقلال عاطفی و اقتصادی می یابند و خیلی زود به کمک حمایت های دولتی در مکانی جدا از خانواده بصورت مستقل زندگی مجردی و روی پای خود ایستادن را تجربه می کنند.افزایش روند استقلال اقتصادی زنان نروژی در زندگی و افزایش میزان مشارکت زنان در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی پا به پای مردان نروژی در کنار اشتیاق و آزادی انفرادی برای تجربه کردن چالش های رنگارنگ در زندگی موجب شده است که احساس وابستگی زنان نروژی به وجود مردان برای گذران زندگی روز به روز کمرنگتر شود و رابطه های طولانی مدت مشترک زیر یک سقف بجای ازدواج های رسمی شکل بسیار متداول تری بخود بگیرد.

این روند رو به رشد در جامعه نروژی بطور غیرمستقیم موجب تقویت فعالیت های فمینیستی و افزایش سطح انتظارات زنان نروژی از شریک زندگی ایده آل شان می شود.امری که( از دیدگاه نویسنده این مطلب) موجب شده است گاها در موضوع برابری جنسیتی افراط شود تا جایی که برخی از مردان نروژی به تدریج به سمت زنان شرقی بویژه زنان تایلندی و فیلیپینی -که دارای احساسات گرمتر وعمق تعهد و وفاداری بیشتری در روابط هستند و در عین حال در مقایسه با زنان نروژی از گرایش های بلندپروازانه و کمال گرایانه ی کمتری برخوردار هستند-گرایش بیشتری پیدا کنند.از آنسو،همسران آسیایی که عموما با آرزوی تغییر و تحول و ارتقای سطح کیفی زندگی شان واز جمله رسیدن به آزادی های اجتماعی بیشتر و امکان اشتغال و کمک مالی به خانواده شان،ازدواج با یک مرد اروپایی را همیشه در سر می پرورانند بدین شکل با شور واشیاق خاصی تمام احساسات و عشق خود را نسبت به همسران نروژی خود نثار می کنند و ازهمان ابتدا با آشپزی و خانه داری و بچه داری در کنار یک رابطه جنسی مطلوب،زمینه های کافی برای یک زندگی ایده آل را برای شریک زندگی خودشان فراهم می کنند.امری که عموما به سرعت  با روحیات سردمزاج مردان نروژی سازگار می شود و انگیزه های گاه خفته آنها را برای تشکیل زندگی،ازدواج و داشتن فرزند بیدار می کند.

اما با اینحال،با اینکه عمده ازدواج هایی که در نروژ بدین شکل انجام می شود(عمده آشنایی این مردان نروژی با همسران آسیایی خود در جریان سفرهای گردشگری برون مرزی آنها در زمان تعطیلات تابستانه اتفاق می افتد) در نهایت ازدواج هایی «شاد و موفق» لقب می گیرد اما تعداد ازدواج هایی که بدین شکل خیلی زود منجر به جدایی هم می شود هم کم نیست و این داستان زمانی شکل بحرانی بخود می گیرد که یا مشخص شود نیت از ازدواج،چیزی بغیر از ازدواج بوده باشد و یا مشکل حادی در تفاهم فرهنگی طرفین آشکار شود که در هر دو صورت با وقوع طلاق همسران آسیایی که کمتر از سه سال با همسران نروژی خود زندگی مشترک داشته باشند به دلیل بی اعتبار شدن اجازه اقامت شان مجبور به ترک نروژ و بازگشت به کشورشان می شوند ودر صورت داشتن فرزند مشکلات عاطفی زیادی را برای فرزندان خود هم بوجود می آورند.از آنسو،برخی از مردان نروژی (که عموما مردانی هسند که از مناطق خلوت و روستایی نشین نروژ به شهرها مهاجرت کرده اند) که پیش از آن در مقابل زنان نروژی عموما مجبور بودند از ابهت و شکوه مردانگی خود کمتر مایه بگذارند و ازخود انسانهایی غیرسلطه گر،سازگار و تابع شرایط موجود بسازند با اینگونه ازدواج ها شرایط را برای نمایش بیشتر خصوصیات مردانه و سلطه طلب خود آماده تر می بینند و در نتیجه گاها مشاهده می شود که افراط در استفاده از این عامل موجب می شود که به اصلاح همسران آسیایی حتا در صورت مشکلات حاد زناشویی بخاطر ترس از دست دادن اقامت و یا پشتوانه عاطفی،اجتماعی و اقتصادی مجبور به تحمل ادامه زندگی تحت این شرایط شوند و نهایتا پس از سه سال زندگی مشترک از رابطه خارج شوند.

البته طرح این موضوع به این معنا نیست که فراوانی این پدیده در حدی ست که مردان نروژی به ندرت با زنان هموطن خود ازدواج می کنند اما اگر کمی ریزتر شویم متوجه می شویم که خصوصیات فردی در اینگونه ازدواج ها و یا رابطه های طولانی مدت بدون ازدواج با خصوصیات فردی ازدواج های به اصطلاح وارداتی که در بالا به آن اشاره شد تفاوت های بنیادی آشکاری دارد.بطور مثال،در یک رابطه طولانی معمول، یک مرد نروژی ایده آل در نگاه یک زن نروژی مردی ست که عموما بایستی از تمامی جوانب مردی کامل باشد.مردی که به زن و آزادی هایش احترام کامل بگذارد و آنرا محدود نکند اما در عین حال در زندگی مشترک یک تصمیم گیرنده هم باشد البته تا جایی که خانم خانه هم با نظر وی موافق است،مردی که در کارهای روزمره خانه از جمله آشپزی و نظافت پا به پای زن کار کند و از فرزندان نگهداری و مراقبت کند اما در عین حال خیلی هم مرد خانه و به اصطلاح خودمان «زن ذلیل» نباشد،مردی که اندامی عضلانی و سکسی داشته باشد اما درعین حال زمان و پول زیادی را صرف زیبایی ظاهری خود نکند و یا به اصطلاح «متروسکشوال» نباشد،مردی که به حریم شخصی افراد احترام بگذارد و به اصطلاح «جنتلمن» باشد اما در عین حال خشن نباشد و کمی اهل لاس زدن هم باشد و خیلی به اصطلاح «نرم» نباشد و غیره…

  واقعیت غیرقابل انکار(البته قطعا از دیدگاه نویسنده این مطلب) این است که در بیشتر موارد، یافتن مردی با تمام این خصوصیات فردی همزمان در یک مکان و در قالب یک پکیج یا بسته بندی شسته و رفته،کمی دورشدن از واقعیت های روح زندگی را در ذهن تداعی می کند.قطعا در اینکه ذات انسان بطور معمول کمال گراست و همواره به دنبال یک آرمان بزرگ و یا یک پدیده ایده آل در زندگی حرکت می کند شکی نیست و قطعا واژه ی «غیرممکن» در بسیاری موارد برای انسان معنایی ندارد اما بایستی متوجه این نکته بود که همه چیزهای خوب و خواسته های شخصی ایده آل ما،همیشه در یک زمان و در یک مکان و مهمتراز آن بدون هیچ حرکت ،تلاش،درک و تعاملی اتفاق نمی افتد و معمولا قرارهم نیست اینگونه اتفاق بیافتد و روزگار چنین قولی به هیچ کسی بدهد.چیزی که بدیهی ست این است که هر چقدردرک و شناخت متقابل از خصوصیات اخلاقی فردی وعشق ورزیدن به یکدیگر بویژه در بالا و پایین های زندگی می تواند عامل مهمی برای آغاز و تداوم یک زندگی مشترک باشد،به همان اندازه و شاید هم بیشتر کمال گرایی کورکورانه و افزایش سطح انتظارات بدون هیچ منطق و شناختی از طرف مقابل می تواند یکی از مهمترین عواملی باشد که مانع از تشکیل و آغاز یک زندگی مشترک شود.نکته ای که شاید در کنار سایرعواملی که در بالا به آنها اشاره شد موجب شده است که فضا برای تشکیل زندگی های مشترک مردان نروژی با زنان آسیایی و در مقابل افزایش زندگی های مشترک زنان نروژی با مردان انگلیسی،دانمارکی و سوئدی بیش از پیش به چشم آید.

نگارش،تهیه و تنظیم: زیرآسمان نروژ

درصورتی که قصد به اشتراک گذاری این مطلب را دارید،لطفا مطلب را بدون ذکر منبع در جایی کپی نکنید.هرکدام از ما با رعایت حقوق نویسنده می توانیم به غنای فرهنگ «کپی رایت» در ایران کمک کنیم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s